نفاق چیست و منافق کیست؟
نفاق یعنى دو
چهرگى؛ این كه انسان جورى باشد و طور دیگرى ارائه دهد.
اسـلام در یـك
مقطع خاص تاریخى خود با گروهى روبرو شد كه نه اخلاص و شهامت براى ایمان آوردن
داشـتـنـد و نـه قـدرت و جـرات بـر مـخـالفت صریح، قرآن از آنها به عنوان
((منافقین)) یاد مى كند و ما در فارسى از آن تعبیر به ((دورو)) یا ((دو چهره))
مى كنیم.
منافقان در
صـفـوف مـسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند, و ازآنجا كه ظاهر اسلامى داشتند,
غالبا شناخت آنها مـشـكـل بـود ولـى قـرآن نشانه هاى دقیق و زنده اى براى آنها
بیان مى كند كه خط باطنى آنها را مـشـخـص مـى سـازد.
قران الگوئى
در این زمینه به دست مسلمانان براى همه قرون و اعصار مى دهد و می گوید:
(ومن الناس من
یقول آمناباللّه و بالیوم الا خر و ماهم بمؤمنین)
پارهاى از
مردم مىگویند: به خدا و روز قیامت ایمان آوردهایم. حال آنكه ایمان
نیاوردهاند. (8 بقره)
*
منافقان تنها خودشان ر فریب می دهند.
در آیه 9 سوره
بقره می خوانیم ، آنـها این عمل را یكنوع زرنگى و به اصطلاح تاكتیك جالب، حساب
مى كنند: ((آنها با این عـمـل مـى خـواهـنـد خـدا و مؤمنان را بفریبند))
(یخادعون اللّه والذین آمنوا) ((در حالى كه تنها خودشان را فریب مى دهند, اما
نمى فهمند)) (و مایخدعون الا انـفسهم وما یشعرون)
*
نفاق نوعی بیماری است
آیه 10 بقره
سپس قرآن به این واقعیت اشاره مى كند كه نفاق در واقع یكنوع بیمارى است مى
گوید: ((در دلهاى آنها بیمارى خاصى است)) (فى قلوبهم مرض) اما از آنجا كه در
نظام آفرینش، هركس در مسیرى قرار گرفت و وسائل آن را فراهم ساخت در همان مسیر,
رو به جلو مى رود قرآن اضافه مى كند: ((خداوند هم بربیمارى آنها مى افزاید))
(فزادهم اللّه مرضا)
*
تنها سرمایه منافق ، دروغ است
و از آنـجـا
كـه سـرمـایـه اصـلى منافقان دروغ است، تا بتوانند تناقضها را كه درزندگیشان
دیده مى شود با آن توجیه كنند, در پایان آیه مى فرماید: ((براى آنها عذاب الیمى
است بخاطر دروغهائى كه مى گفتند)) (ولهم عذاب الیم بما كانوا یكذبون)
*
منافق مفسد فی الارض است
در آیـه 11
سوره بقره ، سـپـس بـه ویژگیهاى آنها اشاره مى كند كه نخستین آنها داعیه اصلاح
طلبى است در حـالى كه مفسد واقعى همانها هستند: ((هنگامى كه به آنها گفته شود
در روى زمین فساد نكنید مـى گـویـنـد: مـا فـقـط اصـلاح كننده ایم))! (و اذا
قیل لهم لاتفسدوا فى الا رض قالوا انما نحن مصلحون) ما برنامه اى جز اصلاح در
تمام زندگى خود نداشته ایم و نداریم
!.
در
آیـه 12 سوره بقره قـرآن اضـافـه مى كند: ((بدانید اینها همان مفسدانند و
برنامه اى جزفساد ندارند ولى خـودشان هم نمى فهمند))! (الا انهم هم الـمـفسدون
ولكن لایشعرون) بلكه اصرار و پافشارى آنها در راه نـفـاق و خوگرفتن با این
برنامه هاى زشت و ننگین سبب شده كه تدریجا گمان كنند این برنامه ها مفید
وسازنده و اصلاح طلبانه است.
*
منافقان سفیه ترین افراد هستند
در آیـه 13
سوره نشانه دیگر اینكه: آنها خود را عاقل و هوشیار و مؤمنان را سفیه وساده لوح
و خوش باور مى پندارند, آن چنانكه قرآن مى گوید: ((هنگامى كه به آنهاگفته مى
شود ایمان بیاورید آنگونه كه توده هاى مردم ایمان آورده اند, مى گویند: آیاما
همچون این سفیهان ایمان بیاوریم))؟! (و اذا قیل لـهـم آمـنوا كما آمن الناس
قالواانـؤمن كما آمن السفه) و به این ترتیب افراد پاكدل و حق طلب و حـقـیـقـت
جـو راكـه بـا مـشـاهـده آثـار حقانیت در دعوت پیامبر (ص) و محتواى تعلیمات او,
سـرتـعـظـیـم فـرو آورده انـد بـه سـفـاهـت مـتـهـم مـى كنند لذا قرآن در پاسخ
آنها مى گوید: ((بدانیدسفیهان واقعى اینها هستند اما نمى دانند)) (الا انهم هم
السفها ولكن لایعلمون)
آیـا این
سفاهت نیست كه انسان خط زندگى خود را مشخص نكند و در میان هر گروهى به رنگ آن
گروه درآید, استعداد و نیروى خود را در طریق شیطنت وتوطئه و تخریب به كار گیرد,
و در عین حال خود را عاقل بشمرد؟!.
*
منافقان هر روز به رنگی در می آیند
در آیـه 14
سوره بقره ، سومین نشانه آنها آن است كه هر روز به رنگى در مى آیند و در میان
هرجمعیتى با آنها هـم صدا مى شوند, آنچنانكه قرآن مى گوید: ((هنگامى كه افراد
با ایمان را ملاقات كنند مى گویند ایـمان آوردیم)) (و اذا لقوا الذین آمنوا
قالوا آمنا) ما از شماهستیم و پیرو یك مكتبیم، از جان و دل اسلام را پذیرا
گشتیم و با شما هیچ فرقى نداریم
!.
(اما هنگامى
كه با دوستان شیطان صفت خود به خلوتگاه مى روند مى گویندما با شمائیم)! (و اذا
خـلـوا الى شیاطینهم قالوا انا معكم) ((و اگر مى بینید ما در برابرمؤمنان اظهار
ایمان مى كنیم ما مسخره شان مى كنیم))! (انما نحن مستهزؤن)
*
خدا آنها را مسخره می کند.
در آیـه 15
سوره بقره سـپس قرآن با یك لحن كوبنده و قاطع مى گوید: ((خدا آنها رامسخره مى
كند)) (اللّه یـستهز بهم) ((و خدا آنها را در طغیانشان نگه مى دارد تا به كلى
سرگردان شوند)) (و یمدهم فى طغیانهم یعمهون)
*
سرنوشت منافقان غم انگیز و شوم و تاریک است
در آیـه 16
سوره بقره ایـن آیه، سرنوشت نهائى آنها را كه سرنوشتى است بسیارغم انگیز و شوم
و تاریك چنین بـیـان مـى كـند: ((آنها كسانى هستند كه در تجارتخانه این جهان،
هدایت را با گمراهى معاوضه كـرده اند)) (اولئك الذین اشتروا الضلالة بالهدى) و
به همین دلیل ((تجارت آنها سودى نداشته)) بلكه سرمایه را نیز از كف داده اند
(فما ربحت تجارتهم) ((و هرگز روى هدایت را ندیده اند)) (و ما كانوامهتدین).
خـلاصـه
دوگـانـگـى شـخـصـیـت و تضاد برون و درون كه صفت بارز منافقان است پدیده هاى
گـونـاگـونـى در عـمـل و گفتار و رفتار فردى و اجتماعى آنها دارد كه به خوبى مى
توان آن را شناخت.
|